![]() |
![]() |
|
| دوستان گلم خوش اومدین با نظراتتون منو خوشحال کنیدولی به دوستان دیگه هم معرفی کنید خوشحالتر میشم |
|
عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــق تویی که بی صداتر از هر سکوتی وارد زندگیم شدی و آرام در قلبم در
تک تک سلولهایم جای گرفتی عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــق کلید قلبم را از کجا یافتی در کدامین دیار پیدایش کردی درهای بسته و قفل شده این دل را چگونه گشودی عــــــــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــــــــق من که حتی باورت نداشتم خنده هایم برای عشاق بود چگونه به تو اعتماد کردم و.............
|
|
+ نوشته های دل
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 5:42 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند .
براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم بمیرد بهتر است برای بار سوم که از آنجا عبور کردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم |
|
+ نوشته های دل
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 7:36 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
گفتي : سالهاي سرسبزي ِ صنوبر را،
فداي فصل ِ سرد ِ فاصله مان نکن! من سکوت کردم! گفتي : يک پلک نزده، پرنده ي پندارم از بام ِ خيال تو خواهد پريد! من سکوت کردم! گفتي : هيچ ستاره اي، دستاويز ِ تو در اين سقوط ِ بي سرانجامم نخواهد شد! من سکوت کردم! گفتي: دوري ِ دستها و همکناري ِ دلها، تنها راه ِ رها شدن است! من سکوت کردم! گفتي : قول مي دهم هر از گاهي، چراغ ِ ياد ِ تو را در کوچه ي بي چنار و چلچله روشن کنم! من سکوت کردم! سکوت کردم ، اما ديگر نگو که هق هق ِ ناغافلم را از آنسوي صراحت ِ سيم و ستاره نشنيدي!? |
|
+ نوشته های دل
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 6:32 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه ...
اگه حتي به دو بار كشيد ... !اون عشق نيست ... آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... ! اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست ... آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه ... ! اگه نشد ... اون عشق نيست ... آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... ! اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست ... آدم وقتي عاشق شد ... به لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره ... ! اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست |
|
+ نوشته های دل
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 4:53 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
خدایا ! .........خدای من ...........
ای که همیشه عاشقانه مرا هدایت کردی ... به تو نیاز دارم ! محتاج آن مهر و عشق بی حد و کرانت هستم ... خدای من ! ... خواهش می کنم راه را به من نشان بده ... مرا به سویی ببر که تنها .. خوبی .. عشق .. و پاکی باشد . خدایا ! ... از صمیم قلبم ... قلبی که همیشه به امید مهربانی تو می تپد ! ... از اعماق وجودم فریاد می زنم ......... و تو را برای هدایت می خوانم ... هدایتم کن ! ... هدایتم کن به سویی که عشق باشد .... هدایتم کن به سویی که پاکی باشد و خوبی و مهربانی ............ . هدایتم کن به سویی .... به راهی که انتهایش نور باشد ! .. نور .. نوری که از عشق تو می تابد ... هدایتم کن به راهی که آرامش را در قلب و جانم بچشم ........ مگذار خطا کنم جانا ! ........مگذار خطا کنم بزرگوارا .......مگذار خطا کنم مهربانا ... با من باش ....مواظب من باش ........ همراهم باش ..... |
|
+ نوشته های دل
شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 12:58 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
قانون تو تنهايي من است و تنهايي من قانون عشق و عشق ارمغان دلدادگيست و اين سرنوشت سادگيست !
دستهاي خود راهي آسمان پر ستاره' اميد كني و خود در تنهايي و سكوت با چشمهايي خيس از غرور پيوند ستاره ها را به نظاره بنشيني و خموش و بي صدا به شادي ستاره هاي از تو گشته جدا دل خوش كنئ و باز هم تو بماني و تنهايي و دوري و باز هم تو بماني و يك عمر صبوري... |
|
+ نوشته های دل
جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 1:2 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
شرایط و ویژگی های بچه مثبت
بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است ) بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند . بلند را امتحان نکرده است . خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده . رنگ هاي اجق وجق . مي نويسد . بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ . خلاف ملاف نيست . مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند . مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد ! |
|
+ نوشته های دل
دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 1:41 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم که عشق يعني فاصله و فاصله يعني
2 خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم درعشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاترين ... |
|
+ نوشته های دل
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 5:20 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
اگه بگم نفسمي، اگه بگم همه هستي مني، برام «لپلپ» ميخري؟ |
|
+ نوشته های دل
پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 1:17 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه |
|
+ نوشته های دل
شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 12:55 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
سلام و مرسی از این که به کلبه ی عاشقونه خودتون امدین
منو با نظراتتون خوشحال کنید و به دیگرانم منو معرفی کنید ممنون باتشکرهادی |
|
+ نوشته های دل
دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 12:40 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
|
|
+ نوشته های دل
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 11:2 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
می زنم تو آسمانها ، بگو گفتم یا نگفتم ؟ به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمهات ، چشمهات هم تنهام گذاشتند ، حالا من موندم و اشک و آه و عکس پاره تو و من ، بگو گفتم یا نگفتم ؟ مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره ، دیگه جون نداره دستهام آخرقصه رسیده ، عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده ، مگه بهت نگفته بودم ؟! |
|
+ نوشته های دل
پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 4:57 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
باشه |
|
+ نوشته های دل
یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 12:8 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
تکیه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم |
|
+ نوشته های دل
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 12:7 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
صفات هستي |
|
+ نوشته های دل
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 11:58 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
روانشناسی ارتباط
يك قصه بيش نيست غم عشق و وين عجب كــز هر زبان كه ميشنـوم نامكـرر است
افراد بالغ در ارتباط برقرار كردن با ديگران داراي تفاوتهايي هستند كه ريشه در كودكي آنها دارد، بدين
مفهوم كه اگر پدر يا مادر با كودك ارتباط نزديك و دوستانه داشته باشند در مقابل كودك هم همين رفتار را با
آنها خواهد داشت، حال اگر پدر و مادر به كودك توجه لازم را نكنند در اينصورت در كودك دو رفتار شكل
ميگيرد :
يكي آنكه دچار اضطراب و سردرگمي ميشود و نارضايتي خود را مستقيم يا غيرمستقيم به خانواده نشان
ميدهد و يا اينكه كودك از خانواده خود دوري ميكند (كه اين طرز رفتار در شخصيت كودك رسوخ ميكند و
در بزرگسالي خود را نشان ميدهد كه در اين صورت با چهار شخصيت مواجه خواهيم بود).
* بالغيني كه برخوردار از امنيت اند :
- توانايي ارتباط برقرار كردن و صميمي گشتن با ديگران را دارند.
- براي حريم شخصي خود و شريك زندگي خود احترام قائل هستند.
- براي ديگران احترام زيادي قائل هستند.
- هنگامي كه به كمك احتياج دارند از ديگران طلب ياري ميكنند.
- در تعامل با ديگران مثبت، خوشبين، سازنده و سخاوتمند هستند.
- خلاق و روشنفكر بوده و از مرگ نميهراسند.
* بالغين دوري كننده :
- رابطه آنها از لحاظ فيزيكي و احساسي غير صميمي ميباشد.
- به ديگران توجه ندارند و خودخواه به نظر ميرسند.
- تعاملات اجتماعي را خسته كننده ميدانند و از مرگ بيمناكند.
- نسبت به شريك زندگي خود بيمسئوليت و بياعتنا هستند.
- قادر به برقرار كردن رابطه صميمي با ديگران نميباشند.
* بالغين مضطرب و دو شخصيتي :
- رابطه آنها با ديگران غير قابل پيشبيني است.
- آنها همواره ميانديشند كه شريك زندگيشان آنها را دوست ندارد.
- احساس ناامني در روابط صميمانه دارند.
- مرتباً ديگران را سرزنش ميكنند و هرگاه به خواسته خود نرسند، كج خلقي ميكنند
- سفره دل خود را نزد هركسي باز ميكنند و از ديگران نيز چنين انتظاري دارند.
- غرق در ارتباط شخصي خود ميباشند، حسود و غيرقابل اطمينان بوده واز مرگ ميهراسند.
* بالغين درهم ريخته :
- سو رفتار، بيتوجهي، عدم امنيت و تنش فراوان در خانواده اين گونه افراد برقرار است
- اينگونه افراد مانند كودكيشان زندگي آشفته و پر هرج و مرجي دارند.
- خشم انفجارگونهاي دارند.
- فاقد هرگونه همدلي، شفقت و دلسوزي نسبت به همسر خود هستند.
- آنها نياز مبرمي به يك رابطه مطمئن و مصون داشته، اما آنقدر به شريك خود اعتماد ندارند كه اين رابطه را برايشان پديد آورد.
آري، در اكثر موارد تا جايي كه با اطمينان ميتوان گفت عشق نقش خود را به عنوان والايشدهنده وجود تا سن بلوغ آغاز نميكند يعني در سني كه بلوغ جسمي و رواني افراد نسبتاً در سطحي بالا قرار دارد.
بنابراين وظيفه والايشدهندگي بلوغ عاطفي فرد را مخصوصاً در ضمن دورهاي ظريف از زندگي ميپذيرد. پس در آماده سازي مسيرهايي كه زندگي عاطفي فرد بالغ طي خواهد كرد، اثر نافذي ميگذارد. |
|
+ نوشته های دل
چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 6:7 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
|
|
+ نوشته های دل
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 4:29 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
شما بذارم |
|
+ نوشته های دل
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 2:53 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
منو دوست داري هر چه قدر افتاد زمين من تو رو |
|
+ نوشته های دل
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 2:47 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
|
|
+ نوشته های دل
یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 9:4 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از وین بتا، ظاهرآ مایکروسافت قصد شوخی با افرادی را دارد که به هر نحوی طرفدار دسترسی ایران به دانش و فناوری هسته ای هستند. برای روشن شدن موضوع مراحل زیر را انجام دهید.
- ابتدا یک فایل Notepad جدید باز کرده و درآن عبارت "iran win via atoms" را بنویسید. (بدون گذاشتن "") |
|
+ نوشته های دل
شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 12:28 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
بنویسید تا تو وبلاگم بذارم و اگه تونستم واگه قابل دونستید براتون مشکلاتتون رو حل کنم |
|
+ نوشته های دل
پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 4:24 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
سه چیزآمد بهجانم هرسه یکبار:
|
|
+ نوشته های دل
دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 8:26 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
سلام اومیدوارم که حالتون خوب باشه،دوستان گرامی می خواستم که هرکدوم از شما نظریامطالبی درموردروانشناسی ومشکلات روزانه ی خودتون بنویسین وبه توانییم مشکلات همد یگررا به اومید خدا برطرف کنیم .باتشکر دوست شما |
|
+ نوشته های دل
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 11:1 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
صفحه نخست تماس با من آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اسم من هادی هسته .این وبلاگ رو راه انداختم که شمادوستان ازمطالب من استفاده مفیدی کنیدا ز خصوصیات خودم:با کسی که دوست بشم اگه یا علی بگیم تاآخرش هستم.وکمی شوخ طبع هستم و درکنارش جدی و به قول یارو گفتنی خیلی خوب میتونم حرف بزنم وبنویسم چون این یکی ازبهترین خصوصیاتم
|
| پیوندهای روزانه |
|
حرفهای ناتمام آموزش هک وغیره سربزنید نه کله آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| آرشیو موضوعات |
|
شعر نصیحت و داستان لبخند شعرو حرفای رفیقا حرف دل عکس |
| نویسنده |
|
هادی هادی |
|
RSS
|