![]() |
![]() |
|
| دوستان گلم خوش اومدین با نظراتتون منو خوشحال کنیدولی به دوستان دیگه هم معرفی کنید خوشحالتر میشم |
|
دوست دارم |
|
+ نوشته های دل
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 1:12 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
سلام حال همگیتون خوبه
خونوادم......................... شاید دیگه اینم اولین و آخرین آپم هستو خواهد بود
چاکرتونم در بست |
|
+ نوشته های دل
یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 8:35 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
سلام به همه ی دوستان عزیز و گرامی با ارز پوزش می خواستم یه چیز جالبی بذارم ولی نشد
گفتم یه شعر خوب بذارم که شاید بعض از دوستان باهاش آشنا باشن
|
|
+ نوشته های دل
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 12:28 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
+ نوشته های دل
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
|
|
+ نوشته های دل
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:35 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
سلام رسیدن ماه عزیز و پر برکت خدا، ماه رمضان را به همه ی دوستان تهنیت میگمو ماه خوب و پر برکتی رو براتون آرزومندم ....التماس دعا
|
|
+ نوشته های دل
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 8:14 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
|
|
+ نوشته های دل
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 5:30 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
تو را به جاي همه ي کساني که شناخته ام دوست مي دارم
تو را بجاي همه ي روزگاراني که مي زيستم براي خاطر نان گرم و برف هايي که آب
مي شوند و عطر گل هاي ارغواني
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم |
|
+ نوشته های دل
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 5:25 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
میدونی ؟ مي دوني ؟
|
|
+ نوشته های دل
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 7:44 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
سلام به همگیتون هرگی وبلاگ منو می خواد بهم بگه چون دیگه هیچ دلو دماغی نه واسه آپ
کردن دارم و نه دیگه دلی واسم مونده امیدوارم که همیشه شاد باشید و مثل من هیچ وقت هیچ غمی تو دل و زندگیتون نداشته باشید حق نگهدارتون اینم یه شعر برای همگی شما دوستان گلم ولی عمرتون مثل گل نباشه
|
|
+ نوشته های دل
جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 8:16 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــق تویی که بی صداتر از هر سکوتی وارد زندگیم شدی و آرام در قلبم در
تک تک سلولهایم جای گرفتی عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــق کلید قلبم را از کجا یافتی در کدامین دیار پیدایش کردی درهای بسته و قفل شده این دل را چگونه گشودی عــــــــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــــــــق من که حتی باورت نداشتم خنده هایم برای عشاق بود چگونه به تو اعتماد کردم و.............
|
|
+ نوشته های دل
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 5:42 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
ساكت و ساده و سبك بود ؛ قاصدكي كه داشت مي رفت . فرشته اي به او رسيد و چيزي گفت.قاصدك
بي تاب شد و هزار بار چرخيد و چرخيد و چرخيد . قاصدك رو به فرشته كرد و گفت:« اما شانه هاي من ظريف است.زير بار اين خبر مي شكند . من نازك تر از آنم كه پيامي اين چنين بزرگ را با خود ببرم . فرشته گفت : « درست است , آنچه تو بايد بر دوش بكشي ناممكن است و سنگين ؛ حتي براي كوه.اما تو مي تواني زيرا قرار است بي قرار باشي فرشته گفت : « فراموش نكن . نام تو قاصدك است و هر قاصدكي يك پيامبر . » آن وقت فرشته خبر را به قاصدك داد و رفت و قاصدك ماند و خبري دشوار كه بوي ازل و ابد مي داد . حالا هزاران سال است كه قاصد مي رود ,مي چرخد و مي رود ,مي رقصد و مي رود و همه مي دانند كه او با خود خبري دارد . |
|
+ نوشته های دل
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 7:41 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند .
براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم بمیرد بهتر است برای بار سوم که از آنجا عبور کردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم |
|
+ نوشته های دل
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 7:36 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
سلام سلام صدتا سلام
شعری یا مطلبی داره تو وبلاگم قرار بدم هیچ وقت منو فراموش نمیکنید حق نگهدار همگیتون باشه |
|
+ نوشته های دل
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:23 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
+ نوشته های دل
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:15 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
حرف یکی از دوستان که نمی خواد اسمش فاش بشه ولی به عنوان نصیحت
پدرم اين جوري بود وقتي من :
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .
6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق
داشت.
12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتراز
اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي گیرمیده.
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور
بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع
مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي
باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر
تجربه داره .
50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه
چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت ! |
|
+ نوشته های دل
سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 4:54 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
+ نوشته های دل
شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 2:4 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
+ نوشته های دل
جمعه دهم فروردین 1386ساعت 10:59 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
+ نوشته های دل
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 1:6 بعد از ظهر با نام هادی |
|
يکسال ديگه هم گذشت، يکسال ديگه هم با همه خوشيها و ناراحتيهاش، با همه خوبيها و بديهاش، با همه سختيها و راحتيهاش گذشت. يکسال ديگه به چشم به هم زدني گذشت. سالي که براي من به شخصه، انگار عقربهها با سرعت بيشتري حرکت کردند و حالا هم چيزي نمونده تا پرونده سال 85 رو ببندند. برخي سال 1385 را به خاطر ميسپارند به اين دليل كه در دانشگاه قبول شدهاند، بعضي از اين سال به عنوان مبدئي براي شروع زندگي مشتركشان ياد ميكنند و برخي ديگر هم وقتي كه پنجشنبه آخر سال را در بهشت زهرا گذراندند تا در كنار عزيزان تازه درگذشته خود باشند، رخدادهاي سال گذشته را هميشه در ذهن خواهند داشت، سالي كه پدر، مادر، برادر، خواهر و... خود را از دست دادهاند. اميدوارم همتون ازسالي که گذشت، به عنوان سالي پر از شادي و موفقيت ياد کنيد و سالي که پيش رو داريد از امسال هم پربارتر باشه. براي دوستاني هم که امسال غم و اندوه يا شکستي بوده، اميدوارم که سال آتي جبران مافات کنه و تلخي 85 را به شيريني تبديل کنه... |
||
|
+ نوشته های دل
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 12:33 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
+ نوشته های دل
شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 3:36 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی) ٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی ) ۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی ) ۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يونانی ) ٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی ) ٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی ) ٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی ) ٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی ) ٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی) ١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی ) ١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی ) ١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی ) ١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی ) ١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی ) ١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی) ١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی ) ١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) ١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی ) ١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی ) ٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط ) ٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز ) ٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند ) ٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون ) ٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی) ٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك ) ٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون) ٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت) ٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس ) ٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين ) ٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز ) ٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. ( فرانكلين ) ٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك ) ٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد) ٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی ) ٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن ) ٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس) ٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك ) ٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم . ( لرد لوچستر) ٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر) ٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش . ( سينكالويس) ٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور ) ٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. ( سقراط) ٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( يكی از دانشمندان لهستانی ) ٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر) ٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستی) ٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر) ٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون ) ٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد) ٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. ( شاو) ٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی ) ٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی) ٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی ) ٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر ) ٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی ) ٥٥ – ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت ) ٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب المثل آلمانی ) ٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين ) ٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی . (ولتر ) ٥٩ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )
داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشورهای مختلف جهان: زن فقط يک چيز را پنهان نگاه میدارد آنهم چيزی است که نمیداند. وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و ديوار می ريزد. استونی: از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير. آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است. کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام میدهد. شرهاي سهگانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن. اسلحه زن اشک اوست. اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست. |
|
+ نوشته های دل
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:48 قبل از ظهر با نام هادی |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() عشق حقيقي هرگز کسي که به حقيقتي رسيده نمي تواند ان را براي ديگري تعريف کند و کسي که ادعاي
دانستن حقيقت را دارد تنها آن را از دور ديده است. همانند پروانه اي که وقتي در آتش سوخت ديگر زنده
نيست تا توان باز گفتن آنچه را ديده است داشته باشد پس آنکه به حقيقت رسيده هرگز نمي تواند آن را
براي ديگري باز گويد چرا که هر کس بايد خود اين تجربه را داشته باشد
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته های دل
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:44 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
دارم از چشات میخونم باورش سخته هنوزم |
|
+ نوشته های دل
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 11:8 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
+ نوشته های دل
یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 6:37 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
سلام به همگی و ممنون از دوستانی که نگرانه من هستن راستش من ناخوشم یه مدتی نمیتونم بیام و وبلاگم رو آپ کنم . ولی بازم ممنون از اینکه وبلاگ منو قابل دونستی براتون ارزوی موفقیت و شادکامی دارم |
|
+ نوشته های دل
شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 2:40 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
رز سرخ: عشق بي ريا-زيبايي-شجاعت-احترام-تبريك- "دوستت دارم" |
|
+ نوشته های دل
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:24 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
|
|
+ نوشته های دل
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:19 بعد از ظهر با نام هادی |
|
|
نام:اواره
شهرت:سرگردان
شغل:گداي محبت
نام مادر:چشم انتظار
نام پدر:سلطان غم
.-جرم:به دنيا امدن
-محکوميت:زندگي کردن
تاريخ ازادي:مرگ
تلفن:اه وناله
ادرس:شهر بي مهري
چهارراه انتظار-خيابان سوزوگداز-کوچهء نامردي-پلاک تنهايي |
|
+ نوشته های دل
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:18 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
نمي دانم چرا اين گونه هست؟ وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني اما،دلت بسته به مهر
ديگري است. بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري... که دلش پيش تو نيست |
|
+ نوشته های دل
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:13 قبل از ظهر با نام هادی |
|
|
صفحه نخست تماس با من آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اسم من هادی هسته .این وبلاگ رو راه انداختم که شمادوستان ازمطالب من استفاده مفیدی کنیدا ز خصوصیات خودم:با کسی که دوست بشم اگه یا علی بگیم تاآخرش هستم.وکمی شوخ طبع هستم و درکنارش جدی و به قول یارو گفتنی خیلی خوب میتونم حرف بزنم وبنویسم چون این یکی ازبهترین خصوصیاتم
|
| پیوندهای روزانه |
|
حرفهای ناتمام آموزش هک وغیره سربزنید نه کله آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| آرشیو موضوعات |
|
شعر نصیحت و داستان لبخند شعرو حرفای رفیقا حرف دل عکس |
| نویسنده |
|
هادی هادی |
|
RSS
|