به کلبه عاشقونه ی خودتون خوش اومدین

دوستان گلم خوش اومدین با نظراتتون منو خوشحال کنیدولی به دوستان دیگه هم معرفی کنید خوشحالتر میشم

تست ازدواج ویژه دم بخت ها

  
 در بین شما دوستان عزیز در گروه، افرادی وجود دارند که مجردند که به هر حال ترجیح می‌دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند. اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می‌دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیرتر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می‌دهند میل به ازدواج احساس می‌شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می‌دهند. حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم؟! آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می‌آید یا نه؟
تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟

1. آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می‌بینید، غبطه می‌خورید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


2. آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می‌بینید، افسوس می‌خورید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


3. آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می‌برید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


4. زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید، به خود می‌گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


5. آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


6. آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


7. آیا تاکنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


8. آیا شما موسیقی های آرام گوش می‌دهید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


9. آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


10. آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


11. آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


12. زمانی که پدر مادرتان می‌گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی‌کنید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


13. آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می‌کنید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


14. آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات

...

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

و اما نتیجه :

اگر از 14 پرسش بالا به 10 گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و وقت آن رسیده که افکارتان را برای یک زندگی مشترک متمرکز کنید.

اگر به 10 گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج را هنوز از عمق وجودتان فریاد نمی زنید و چندان تعجیلی برای تشکیل خانواده ندارید.

اگر به 7 گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید، به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی‌دانید که باید ازدواج کنید یا نه و یا اینکه ترجیح می دهید همچنان مجرد بمانید.

 

 
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

سلام من امدم

به همتون یه سلام  خسته نباشید بگم از اینکه نبودم  نتونستم وبلاگم رو آپ کنم و به شما

عزیزان سر بزنم شرمندهبعداز ۳سالو ۶ماه من امدم

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

برای بهترینم

سلام من امدم با یه شعری که خودم گفتمالبته شعر که نمیشه گفت شاید دکلمه باشه

به نام خداوندکریم

دنیای من باشو    

                       سلطان روحم باش

گرسلطان روحم نیستیکنارم باش

                         سلطان من تاجت چیستمیدانی

تاجت همان قلب است

                       خانه ات جان من

جانم به فدایت

                     فدای  تاره موی افشونت

فدای موی سیاهت

                  فدای دوچشمان مثال آهویت

دوست دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

ساید دیگه این حرف آخرم باشه

سلام حال همگیتون خوبه دوستان گلم دعام کنید دنیام بدجور خراب شده

خونوادم.........................

شاید دیگه  اینم اولین و آخرین آپم هستو خواهد بود

حق نگهدار همگیتون دوستون دارم

چاکرتونم در بست

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

تقدیم به همه دوستان خصوصا بهترینم که همیشه تو وجودم هستو خواهد موند

سلام به همه ی دوستان عزیز و گرامی با ارز پوزش می خواستم یه چیز جالبی بذارم ولی نشد حالا

 گفتم یه شعر خوب بذارم که شاید بعض از دوستان باهاش آشنا باشنشعری به نام(( کوچه))

کوچه

بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم !

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم !
در نهانخانة جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشة ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

امیدوارم که خوشتون اومده باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

لیالی قدر رو به همه تسلیت میگم

 

TinyPic image

TinyPic image

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

برای شما

خواند كاش مي دانستي عشق من معجزه نيست عشق من رنگ حقيقت دارد اشك هايم به تمناي نگاه

 تو فقط مي بارد كاش مي دانستي دختري هست كه احساس تو را مي فهمد دختري از تب عشق تو

 دلش مي گيرد دختري از غمت امشب به خدا مي ميرد كاش مي دانستي تو فقط مال مني تو فقط مال

همين قلب پر از احساس مني شب من با تو سحر خواهد شد تو نمي داني من چه قدر عشق تو را

 مي خواهم تو صدا كن من را تو صدا كن مرا كه پر از رويش يك ياس شوم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

یه عکسی واسه بهترینم که همیشه تو قلبم هست و میمونه

سلام رسیدن ماه عزیز و پر برکت خدا، ماه رمضان را به همه ی دوستان تهنیت میگمو ماه خوب و

 پر برکتی رو براتون آرزومندم ....التماس دعا

30sk8ar.jpg

یه عکس واسه شما عزیزان

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 8:14 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

یه شعر دیگه

خودت گفتی صدایت آشناست

 

خودت گفتی نگاهت آشناست

 

خودت گفتی از هر دوری به من نزدیکتری

 

من گفتم همه ی وجودمی

 

باز گفتی

 

شک وتردید در تمام وجودم است

 

چیزی نگفتم

 

زیرا چیزی نداشتم جز سکوت

 

سکوتی که تمام وجودم

 

سخن ها بازگو میکرد

 

بانگاهم می گویم دوست دارم

 

باسکوتم میگویم دوست دارم

 

با زبان بی زبانی می گویم

 

دیوانه وار می پرستمت بعداز خدا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

شعرای از خودم برای بهترین

 

تو را به جاي همه ي کساني که شناخته ام دوست مي دارم

 

تو را بجاي همه ي روزگاراني که مي زيستم براي خاطر نان گرم و برف هايي که آب

 

 مي شوند و عطر گل هاي ارغواني

 

 تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

 

 تو را به جاي همه ي کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

میدونی ؟می خوام چی بگم؟

میدونی ؟

مي دوني ؟

يه اتاق باشه گرم گرم روشن روشن

تو باشي منم باشم

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيدتو منو بغل کردي که نترسم

که سردم نشه نلرزم

مي دوني ؟

تو منو بغل کردي طوري که تکيه دادي به ديوار

پاهاتم دراز کرديمنم اومدم نشستم جلوت

بهت تکيه دادم

دو تا دستاتو دور من حلقه کردي

بهت ميگم چشماتو مي بندي؟مي گي : آره

چشماتو مي بندي

بهت مي گم : قصه مي گي تو گوشم ؟

مي گي : آره

و شروع مي کني به قصه گفتن تو گوشم

آروم آرومقصه مي گي

يک عالمه قصه بلندو طولاني که هيچ وقت تموم نمي شه

مي دوني ؟
مي خوام رگمو بزنم

چون دست چپيه حرکت سريعيه جمله ي عميق بلدي ؟

نه واي !!! تو که نمي بيني

و نمي دوني که مي خوام رگمو بزنم

تو چشماتو بستي نمي بيني
من تيغ و از جيبم در ميارم نمي بيني که سريع مي برم

نمي بيني که خون فواره مي کنه روي سنگ هاي سفيد و

نمي بيني که دستم مي سوزه

من لبمو گاز مي گيرم که نگم : آخ

که تو چشماتو باز نکني و منو نبيني

تو داري قصه مي گي و هيچ چيز رو نمي بيني

من دارم دستمو نگاه ميکنم

دست چپموخون ازش مياد

مي دو ني ؟

دستمو مي ذارم رو زانوهام

خون از روي زانوهام مي ريزه کف سنگها

مسيرش قشنگهحيف که چشمات بسته است

نمي بيني
تو بغلم کردي نمي بيني که سردم شده

محکمتر بغلم مي کني تا گرمم شه

مي بيني که نا منظم نفس مي کشم

تو دلت مي گي آخي
نفسم گرفت.. مي بيني ولي محکم تر بغلم مي کني

سردتر مي شم ...مي بيني که ديگه نفس نمي کشم

چشماتو باز مي کني و مي بيني من مردم .. مي دوني ؟

مي ترسم خودمو بکشم

از سرد شدن... از اين هايي که مردن... از خون ديدن

ولي وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم

مردن خوب بود

آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...

گريه نکن

من ديگه نيستم که ببوسمتبگم خوشکل شدي

تو خيلي گريه مي کني

دلم مي شکنهدلم نا زکه نشکونش

باشه ؟

من مردم ولي تو باورت نمي شه

تکونم مي دي که بيدار شم

فکر مي کني مثل هميشه قصه گفتي و من خوابيدم

مي بيني نفس نمي کشم ....ولي بازم باور نمي کني

اونقدر محکم بغلم مي کني که گرمم شه... اما فايده نداره

من مر دم ولي براي تو زنده ام

پس هر شب به اين باغ بيا ولي گريه نکن

مي خوام يه چيزي بهت بگم مي دوني ؟

دوستت دارم

برای بهترینهای عالم هستی که هیچ وقت غمی نداشته باشن

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

خداحافظی یا برگشت

سلام به همگیتون هرگی وبلاگ منو می خواد بهم بگه چون دیگه هیچ دلو دماغی نه واسه آپ

 کردن دارم و نه دیگه دلی واسم مونده امیدوارم که همیشه شاد باشید و مثل من هیچ وقت هیچ

غمی تو دل و زندگیتون نداشته باشیدکوچیک همتونم

حق نگهدارتون اینم یه شعر برای همگی شما دوستان گلم که امیدوارم همیشه مثل گل باشید

ولی عمرتون مثل گل نباشه

باچلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز

پنداشتی که نور تو خاموش میشود؟

پنداشتی که رفتی و یاد گذشته مُرد؟

آن عشق پایدار، فراموش میشود؟

نه،ای امید من!

دیوانه ی تواُم

افسونگرمنی

هرجا،درهرزمان...

درخاطر منی.

پس بدان همیشه دوست داشتن فقط دل سپردن نیست بلکه جان سپردنس

جانی که ارزش با تو بودن داشته باشد

حق نگهداره هگیتون

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

از آبجی فاطمه گل

عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــق تویی که بی صداتر از هر سکوتی وارد زندگیم شدی و آرام در قلبم در

تک تک سلولهایم جای گرفتی عــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــق کلید قلبم را از کجا یافتی در کدامین دیار

پیدایش کردی درهای بسته و قفل شده این دل را چگونه گشودی عــــــــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــــــــق من که

حتی باورت نداشتم خنده هایم برای عشاق بود چگونه به تو اعتماد کردم و.............



 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

از فائزه خانم(قاصدک)

ساكت و ساده و سبك بود ؛ قاصدكي كه داشت مي رفت . فرشته اي به او رسيد و چيزي گفت.قاصدك

بي تاب شد و هزار بار چرخيد و چرخيد و چرخيد . قاصدك رو به فرشته كرد و گفت:« اما شانه هاي من

ظريف است.زير بار اين خبر مي شكند . من نازك تر از آنم كه پيامي اين چنين بزرگ را با خود ببرم .

فرشته گفت : « درست است , آنچه تو بايد بر دوش بكشي ناممكن است و سنگين ؛ حتي براي كوه.اما تو

 مي تواني زيرا قرار است بي قرار باشي

فرشته گفت : « فراموش نكن . نام تو قاصدك است و هر قاصدكي يك پيامبر . »

آن وقت فرشته خبر را به قاصدك داد و رفت و قاصدك ماند و خبري دشوار كه بوي ازل و ابد مي داد .

حالا هزاران سال است كه قاصد مي رود ,مي چرخد و مي رود ,مي رقصد و مي رود و همه مي دانند كه او

 با خود خبري دارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

از آبجیه گلم سمیه خانم

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند .

براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من

هم با بي حوصلگي نوشتم بمیرد بهتر است برای بار سوم که از آنجا عبور کردم انتظار داشتم زير نوشته

من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

یه حرفی از دل دوستان........

سلام سلام صدتا سلاممن اومدم بدون اینکه چیزه جدیدی گفته باشم خوشحال میشم هر کسی

 شعری یا مطلبی داره تو وبلاگم قرار بدم البته اگه قابل باشمقربونه محبت همگیتون برم که

هیچ وقت منو فراموش نمیکنید

حق نگهدار همگیتون باشه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

تقدیم به همه عزیزان

p15.jpg

p12.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

یاد پدر

حرف یکی از دوستان که نمی خواد اسمش فاش بشه ولی به عنوان نصیحت
 
پدرم اين جوري بود وقتي من :
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .
 
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .
 
6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
 
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
 
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق
 
 داشت.
 
12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتراز
 
 اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
 
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي گیرمیده. 
 
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
 
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور
 
 بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
 
21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
 
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع
 
مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .
 
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي
 
 باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
 
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر
 
 تجربه داره .
 
50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه
 
 چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

تقدیم شما

TinyPic image

سلام اومدم که اینو بذارم چون من اینو خیلی دوست دارم خواستم برای شما بذارمش

TinyPic image 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط هادی   | 


 Painted Head سلام سال جدید رو به همتون تبریک میگم و اومیدوارم که همیشه شاد باشید و در زندگی

موفق وپیروز باشین  


Rock Climber من یکم خسته شدم و یه مدتی میرم استراحت البته الان که مینویسم روز جمعه در   

تاریخ ۱۰/۱/۱۳۸۶هستش ونیاز به یکم استراحت و یکم درس Light Bulb  خوندن برای دانشگاه دارم

اومیدوارم که تعطیلات به همه شما عزیزان خوش بگذره

یا حق Thank You

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

بهار

 

در پايان:

 

 اميدوارم سال جديد رو با هفت سيني از :

 

1) سلامت 2)سربلندي3)سرور4)سرسبزي5)صميميت6)سرخوشي7)سعادت


شروع کني.....و 

با آرزوي 12 ماه شادي  ...52هفته خنده  ...365روز سلامتي  ...8760 ساعت عشق  ...525600 دقيقه

موفقيت ...و 3153000 ثانيه دوستي براي تك تك شما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

سال نو

عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم

ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز

هر جا گذرى غلغله شادى و شورست

آفاق پر از پيك و پيام ست، ولى ما

احباب كهن را نه يكى نامه بداديم

من دانم و غمگين دلت، اى خسته كبوتر

صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند

ماننده افسونزدگان ره به حقيقت

از نه خم گردون بگذشتند حريفان

طوفان بتكاند مگر «اميد» كه صد بار

گردى نسترديم و غبارى نفشانديم

از بيدلى او را ز در خانه برانديم

ما آتش اندوه به آبى ننشانديم

پيكى ندوانديم و پيامى نرسانديم

و اصحاب جوان را نه يكى بوسه ستانديم

سالى سپرى گشت و ترا ما نپرانديم

ما اين خرك لنگ ز جوئى نجهانديم

بستيم، و جز افسانه بيهوده نخوانديم

مسكين من و دل در خم اين زاويه مانديم

عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم

يکسال ديگه هم گذشت، يکسال ديگه هم با همه خوشي‌ها و ناراحتي‌هاش، با همه خوبي‌ها و بدي‌هاش، با همه سختي‌ها و راحتي‌هاش گذشت. يکسال ديگه به چشم به هم زدني گذشت. سالي که براي من به شخصه، انگار عقربه‌ها با سرعت بيشتري حرکت کردند و حالا هم چيزي نمونده تا پرونده سال 85 رو ببندند.

برخي سال 1385 را به خاطر مي‌سپارند به اين دليل كه در دانشگاه قبول شده‌اند، بعضي از اين سال به عنوان مبدئي براي شروع زندگي مشترك‌شان ياد مي‌كنند و برخي ديگر هم وقتي كه پنج‌شنبه آخر سال را در بهشت زهرا گذراندند تا در كنار عزيزان تازه درگذشته خود باشند، رخ‌دادهاي سال گذشته را هميشه در ذهن خواهند داشت، سالي كه پدر، مادر، برادر، خواهر و... خود را از دست داده‌اند.

اميدوارم همتون ازسالي که گذشت، به عنوان سالي پر از شادي و موفقيت ياد کنيد و سالي که پيش رو داريد از امسال هم پربارتر باشه. براي دوستاني هم که امسال غم و اندوه يا شکستي بوده، اميدوارم که سال آتي جبران مافات کنه و تلخي 85 را به شيريني تبديل کنه...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

ازدواج در ضرب‌المثل‌های جهان

١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)

٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )

۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر"  باشد. ( ضرب المثل يونانی )

٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )

٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )

٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل

آلمانی )

٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )

٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)

١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل

 فرانسوی )

١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل

ايتاليايی )

١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس

 تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی )

١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )

١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل

چينی )

١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير.

 ( ضرب المثل اسپانيايی)

١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او

دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) 

١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل

 اسپانيايی )

١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل

فرانسوی )

٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )

٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد

جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )

٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را

خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )

٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)

٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد .

( سونی اسمارت)

٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس )

٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )

٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )

٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد.

( فرانكلين )

٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده "

 می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی )

٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل!

( تن )

٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)

٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای

هيچ نظريه ای نيستم . ( لرد لوچستر)

٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند.

( بن بيكر)

٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش . ( سينكالويس)

٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور )

٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار

خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. ( سقراط)

٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا

 كن . ( يكی از دانشمندان لهستانی )

٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر

 باشم . ( آگاتا كريستی)

٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط

 به خودش می داند . ( جانسون )

٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی

 را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا

می كنند. ( شاو)

٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و

خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی ) 

٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)

٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )

٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )

٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب

المثل اسكاتلندی )

٥٥ –  ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب

 المثل آلمانی )

٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )

٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی

 و بی مزگی . (ولتر )

٥٩ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )


زن در ضرب‌المثل‌های جهان

زنان سوژه ضرب‌المثل‌های متعددی هستند و اين مطلب تنها مربوط به افغانستان نيست. نگاهی

داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشور‌های مختلف جهان:

انگليسی:

زن فقط يک چيز را پنهان نگاه می‌دارد آنهم چيزی است که نمی‌داند.

هلندی:

وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و ديوار می ريزد.

استونی:

از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.

فرانسوی:

آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.

انتخاب زن و تربوز مشکل است.

بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشيده بود.

آلمانی:

کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام می‌دهد.

وقتی زنی می‌ميرد يک فقته از دنيا کم می‌شود.

کسی که زن ثروتمند بگيرد آزادی خود را فروخته است.

آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.

گريه زن، دزدانه خنديدن است.

يونانی:

شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

برای مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.

گرجی‌ها:

اسلحه زن اشک اوست.

ايتاليايی:

اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.

زناشويی را ستايش کن اما زن نگير.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

عشق واقعی

عشق حقيقي هرگز کسي که به حقيقتي رسيده نمي تواند ان را براي ديگري تعريف کند و کسي که ادعاي
 
 دانستن حقيقت را دارد تنها آن را از دور ديده است. همانند پروانه اي که وقتي در آتش سوخت ديگر زنده
 
 نيست تا توان باز گفتن آنچه را ديده است داشته باشد پس آنکه به حقيقت رسيده هرگز نمي تواند آن را
 
براي ديگري باز گويد چرا که هر کس بايد خود اين تجربه را داشته باشد
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

از نسرین خانم

دارم از چشات میخونم باورش سخته هنوزم

تو نباشی توی شعرام من دیگه از کی بخونم

حالا که میخوام بمونی، شعر رفتن رو میخونی

قلب من عاشق ترینه اینو از چشام میخونی

دست تو ، تو دست من بود نمیدونم کی تو رو ازم گرفت

نمیدونم که کودوم نگاه شوم قصه جدایی رو برام نوشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط هادی   | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

حرف دل

سلام به همگی و ممنون از دوستانی که نگرانه من هستن راستش من ناخوشم یه مدتی نمیتونم بیام و

 وبلاگم رو آپ کنم . ولی بازم ممنون از اینکه وبلاگ منو قابل دونستی

براتون ارزوی موفقیت و شادکامی دارم

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

معانی سمبليك گلها

 رز سرخ: عشق بي ريا-زيبايي-شجاعت-احترام-تبريك- "دوستت دارم"
* رز سفيد: پاكي-معصوميت-راز-سكوت-فروتني-احترام- "عشق من به تو عميق و خالصانه است"
* رز صورتي: قدرداني- "متشكرم" وقار-ستايش-همدلي-لطافت-شادكامي- "باورم كن" - "تو خيلي دوست داشتني هستي"
* رز زرد: شادماني-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نكن" - "معذرت ميخواهم"
* رز بنفش: عشق در نگاه اول.
* رز نارنجي: اشتياق-شيفتگي-آرزو.
* غنچه رز: نماد پاكي و زيبايي-جواني-عشق نوپا.
* يك شاخه گل رز: سادگي-سپاسگزاري-عشق تازه.
* يك شاخه گل رز سرخ: "دوستت دارم".
*  رزسفيد عروس: عشق مبارك و فرخنده.
* رز قرمز سير: سوگواري.
* رز سياه: مرگ.
* تركيبي از رز سفيد و سرخ: اتحاد-سازش
* رز كاملا شكفته: "من متعهد به تو هستم"-"هنوز دوستت داردم"
* دسته گل رز: قدرداني.
* دسته گل رز كوچك: "من به ياد تو هستم"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

اولین اصل اساسی در همسریابی


با مردها به گونه ای رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . اصل اول شالوده تمامی اصول صحیح همسریابی است . این اصل فقط در مورد عشق نیست بلکه در ارتباط با زندگی نیز موثر است . شاید این اصل به نظرتان اشنا بیاید . به این اصل قانون طلایی می گویند : با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند . این اصل در هندوستان قانون کارما نام دارد : افعال نیک شما اثرات خوبی بر زندگی تان خواهد گذاشت و افعال بد شما اثرات بدی بر زندگیتان خواهد گذاشت و ضرب المثلی است که می گوید : با هر دست بگیری با همان دست می گیری . پس پیام اصل اول این است : با دیگران به گونه ای رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند .
اگر می خواهید همسرتان با شما صادق باشد با او صادق باشید .
اگر می خواهید همسرتان احترام تان را حفظ کند به او احترام بگذارید .
اگر می خواهید با شما راحت باشد با او راحت باشید .
البته می توانیم این اصل را به گونه های دیگر نیز بیان کنیم : با شریک زندگی تان به گونه ای رفتار نکنید که دوست ندارید با شما رفتار کند .
اگر دوست ندارید شما را بازی بگیرد او را به بازی نگیرید .
اگر دوست ندارید احساسات تان را جریحه دار نکند احساساتش را جریحه دار نکنید .
اگر دوست ندارید نسبت به شما بی تفاوت باشد با او بی تفاوت نباشید .
اگر دوست ندارید شخصیت واقعی اش را به شما نشان ندهد شما هم سعی نکنید شخصیت واقعی تان را پنهان کنید .
اصل اول بر این دیدگاه معنوی و اساسی استوار است که تمام موجودات به طور مساوی افریده شده اند و دارای ارزش هایی مساوی هستند .... ارزش مردها بیشتر از زن ها نیست و ارزش زن ها هم بیشتر از مردها نیست . به همین دلیل باید با مردها با همان احترام و ادبی رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند و عقل سلیم این مطلب را تایید می کند .
اگر زنی هستید که در محیط کار جامعه و زندگی تان خواهان حقوق برابر با مردها هستید " چطور می توانید انتظار داشته باشید انها در زندگی مشترک " به اصطلاح از خود بیشتر مایه بگذارند . شما نمی توانید همه چیز را با هم بخواهید . نمی توانید بگویید : من با نامزدم مساوی هستم ولی فکر می کنم او با مسئولیت همه چیز را به عهده بگیرد و تنها کسی باشد که مورد بی لطفی و بی وفایی قرار می گیرد ! این طرز فکر کاملا خودخواهانه است و با اصول صحیح همسریابی منافات دارد .
اگر حتی تمام اصول صحیح را از یاد بردید . هرگاه دچار تردید شدید به اصل اول توجه کنید . به این ترتیب حتما در نحوه روابطتان تصمیم درستی می گیرید و براساس احترام و انصاف تصمیم خواهید گرفت .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط هادی   | 

مطالب قدیمی‌تر